ابراهيم عاملي ( موثق )
40
تفسير عاملي ( فارسي )
چون كه بد كردى ز بد ايمن مباش زان كه تخم است و بروياند خداش چند گاهى او بپوشاند كه تا آيدت زان بد پشيمان و حيا بارها پوشد پى اظهار فضل باز ، گيرد ، از پى اظهار عدل تا كه اين هر دو صفت ظاهر شود آن مبشر گردد اين منذر شود و بدان كه ظلم تباه مىكند آن استعداد فطرى روحانى آدميرا ، و قابليّت فيض ربّانى را از او ميگيرد ، و از اين جهت است كه سخن حق در دل ستمكار اثر ندارد ، و بيشتر اين مردم رؤسا و متنفّذين هستند كه قدرت و مقام مجالى براى آنها نگذاشته است . و در حديث است كه نشانه ى قيامت ترك نماز و پيروى از خواسته - ها و شهوات است و خيانت حاكمان و فسق وزيران ، گويند سلمان در هنگام اين فرمايش پيغمبر ص حاضر بود ، از جاى بر جست و عرض كرد : پدر و مادرم بقربانت ، مگر چنين چيز خواهد بود ؟ فرمود : بلى در آن هنگام دل مؤمن مثل نمك در آب حلّ مىشود و كارى از او ساخته نيست ، باز سلمان سؤال خود را تكرار كرد ، پيغمبر فرمود بلى خوارتر مردم مؤمن است آن موقع كه بخوارى و ذلت در ميان ديگران زندگى مىكند و اگر سخنى بگويد او را ميخورند و اگر ساكت بماند از غصه ميميرد . و سعدى گفته است : خبر دارى از خسروان عجم كه كردند بر زير دستان ستم نه آن شوكت و پادشاهى بماند نه آن ظلم بر روستائى بماند مكن تا توانى دل خلق ريش و گر ميكنى ميكنى بيخ خويش سخن ما : 1 - جمله ى « يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ » الخ حال مردم شيطان صفت است كه مردمان ضعيف الاراده و بيخرد را به زبان چرب و نرمى كه مخصوص به اين دسته است گول ميزنند و با بيم و نويد آنها را زير فرمان ميآورند و به راه بد و بيچارگى - شان مىبرند تا آنكه بهره بردارى از آنها كرده رهاشان مىكنند و آن بخت برگشته - گان عمر تلف كرده و سرمايه اى نه اندوخته سرگردان مىمانند . چنان كه جمله هاى « اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنا أَجَلَنَا » الخ خوب اين مطلب را مىرساند ، 2 - شايد اين آيه براى آگاهى عربها باشد و چنان كه از مجمع البيان نقل كرديم آنها به خيال